آیا باید دکتری بخوانیم؟

خارج از دلایلی که از دیدگاه پراگماتیسم برای گذراندن دوره دکتری ارائه می شود مانند افزایش رتبه شغلی، افزایش درآمد، افزایش پرستیژ و …؛ دراین نگاشت درنظر دارم تا از دیدگاه دیگری این موضوع را بررسی کنم. باید بدانیم که تعقیب PhD یعنی صرف [یا بهتر بگویم سرمایه گذاری] چهار سال از بهترین زمان خود […]

بهترین فرمول موفقیت در تجارت

وبلگ و وبسایتی نیست که موضوعش حول تجارت و کسب و کار باشه و چندین جمله از آقای جابز به صورت متن و تصویر به اشتراک نشه؛ یادمه در وبلاگ ها بیان می کنند که ایشون رمز موفقیت کسب و کارشو تنها در انجام کار درست می دونست؛ این جمله بارها از زبان آقای کوک […]

گله دارم…

گله دارم. اول از خودم. از اینکه فراتر از کالبد تنم میتونم فکر کنم اما فراتر از محدودیتاش نمیتونم عمل کنم. از این گله دارم که در عین استقلال بایست اجتماعی باشم. از از اینکه عقل و احساس باهم ترکیب کنم. از اینکه همیشه تصمیم بهتری میتونم بگیرم. از این گله دارم که ازت گله […]

جوابهای پاولف

نمی خواستم چشمهامو باز کنم. از نور سرخی که هر صبح به روی پلکهام می افتاد، خوشم نمیومد. هرچقدر بیشتر سعی کردم که چشمهامو بسته نگه دارم؛ خورشید هم شدت نورش بر پلکام بیشتر می کرد. دیگه تاب نیاوردم. دستمو از زیر پتو تا میز کوچکی که کنار تختم بود کشیدم تا یه نگاه به […]

من و تو، دو تا چرخ دنده ی یک ماشینیم!

پدر من شغلش طراحی دستگاههای صنعتیه. با اینکه به واسطه شغلش کارخونه و کارگاههای زیادی رفتم اما تماشای ماشین آلات صنعتی همیشه برام جذاب بوده، گاهی مدتها فقط بهشون نگاه میکنم. نگاه میکنم که چه جوری چرخ دهنده های ریز و درشتش باهم برخورد میکنن و موجب یه حرکت میشن. به نظرم آدمها مثل چرخ […]

نازکا

«نازکا» نام اولین داستانی است که برای شرکت در مسابقه داستان شهر تهران نوشتم. میدونم که در اینجا شهر تهران، قهرمان داستان نیست اما خب فقط دوست داشتم داستانی را بنویسم. در ادامه مطلب می توانید آنرا بخوانید. منتظر نقد و راهنماییهای شما عزیزان هستم.

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا