منافع عامه، موضوعی کهنه، سیال و تازه

 

تصمیم‌گیری قلب  رشته مدیریت است: (۱). از آن عبارتهایی است که استثنائا علمای رشته سازمان و مدیریت بر آن متفق‌القول‌اند. پیشینیان رشته ما، از گذشته تا کنون مدلها و چارچوب‌های فکری مختلفی از تصمیم‌گیری عقلایی تا اتفاقی (۲) ساختند و به ما یاد دادند که چگونه تصمیم‌گیری‌های بهتری در تمامی سطوح نظری و عملی اخذ کنیم(۳). بنابراین با استفاده از متدولوژی علمی توانستیم از ضرب‌المثل‌های علمی (۴) فرار کنیم و به بهشت قوانین کارایی دست یابیم. تصمیمات و خط مشی‌های کارآمدی که ما را به چیزی نزدیک‌تر کند. مهم نیست آن چیز چه مقصودی باشد مهم این است  که من و تو می خواهیم به آن برسیم. دستیابی به این معرفت، حکم دسترسی به معجزه‌ای برای تحقق بخشیدن به خواسته‌هایمان دارد، اما ساده‌انگارانه است که بپذیریم این امر، یک شبه حادث شده است. از هر طریقی چه تغییرپارادایمی (۵) و چه برنامه پژوهشی (۶) سعی کردیم راه علم را به عنوان ابزار تحقق اهدافمان بسته‌بندی کنیم. علمی که از تعیین اهداف ناتوان است و با پذیرفتن بار اخلاقی، خوب و احسن شده است (۷). برای درک این مطلب لازم است تا مسیر علمی که تاکنون در این رابطه طی شده است را مرور کنیم.

نخست، با داس ارغنون (۸) گردن علم را در پرورش ذهنها جداکردیم (۹)، سپس آنرا در بیابانی مثل جهنم اما بدون خورشید برای تبخیر ارزشها از آن رها کردیم (۱۰)، بعد گلخانه‌ای با سقف ها و دیوارهای شیشه‌ای (۱۱)، ساختیم و چراغی را از سقف آویزان کردیم. بعدها گوشه ای از این گلخانه را صرف ساختن کشتی برای خروج از این جهنم کردیم، غافل از مقصود مطلوب، فرار با کمترین امکانات و منابع را ترجیح دادیم (۱۲). با کمک از این معرفت جدید، کشتی هایی که هیچ طوفان و موجی نمی تواند غرقشان کند، ساختیم و از آنجا خارج شدیم. سالیان بعد،  فرزندانمان خالی از درک گلخانه ای در جهنم، جز پارو زدن برای صید ماهی و زباله های دریایی به چیز دیگری فکر نمی کنند (۱۳). نه اینکه نخواهند فکر کنند، بلکه در مدارس؛ وجدان علمی ساختهایم که تا ایشان به هدف درست مسیر کشتی فکر نکرده و هرلحظه به ایشان گوشزد کند که مبادا ارزش را از واقعیت جدا نماید. فراموش کردیم که هر تصمیمی جهتی دارد (۱۴)و روزی که فرزندان ما، ناخدا شوند، نه با نگاه به ستاره قطبی در آسمان بلکه تنها از طریق فانوسهای ذهنی گذشتگان یا دیگران (۱۵) مسیر خود را جست و جو می کنند.

ستاره ی قطبی برای پژوهندگان رشته مدیریت دولتی و علوم سیاسی، منافع عامه است. منافع عامه هم حکم مشروعیت بخشی امور در سیاست های خارجی و هم حکم توجه به مردم سالاری را دارد (۱۶). اگرچه ابهام از این عبارت مهم ترین علت عدم توجه به آن است اما به قول فلتمن، این امر توجیه کافی برای رها کردن آن نیست. اگر  این خطا را آزادانه مرتکب شدیم، مجبوریم که خود را برای رفع مشکلات دیگر تحت عناوین دیگری مشغول کنیم (۱۷). علی رغم انزوای دانشمندان علوم سیاسی، با ظهور پارادایم های انتقادی از جمله پست مدرن، توجه به این موضوع در ادبیات رشته مدیریت دولتی بیشتر شده است (۱۸). تمام مفاهیم محوری مثل تفاوت کارگزاران دولتی با خصوصی (۱۹)، مردم سالاری، سیاست خارجی، همه به منافع عامه ای گره خورده است که همراه با بار ارزشی شکل می گیرد. اگرچه نظریه منافع عامه به طور پارادوکس آمیزی هم قویترین و هم ضعیف ترین نقطه حمله به اداره امور عمومی برای یافتن منزلگاهی در حکمرانی مردم سالار است (۲۰) اما چاره آن، رها کردن موضوع مزبور نیست بلکه این مسیر پر پیچ و خم، سخت کوشی و مسئولیت پذیری بیشتری را می طلبد (۲۱).

واقعیت امروز پیرامون ما اینست که اگرچه منافع عامه می تواند بر خاسته از مکاتبی چون عقلائی گرایی، ایده آلیسم و رئالیسم باشد (۲۲) اما هم اکنون دولتها با مسائلی مانند شبکه های نابه هنجار اینترنتی، روابط افراد با یکدیگر، رعایت قوانین و احکام مربوط به مجازات اسلامی، دایره احول زندگی فردی و جمعی و … رو به رو هستند که نیاز به فهمیدن و درک منافع عامه دارند. این ضرورت را می توان در کارهای پژوهشی و عملی موخر مانند حکمرانی خوب، و خدمات دولتی نوین (۲۳) به وضوح مشاهده نمود. مسائلی که همگی پیوند با مفاهیم ارزشی داشته و دولت و کارگزاران آن مسئول ایجاد فرهنگی سالم (۲۴) مبتنی بر اصول امانتداری، پایداری پذیری، زنجیره التزام و احتیاط هستند (۲۵).

 

  1. سایمون
  2. از تصمیم‌گیری کاملا عقلایی تا تصمیم‌گیری با عقلانیت محدود، جزئی- تدریجی، رضایت بخش و نیز مدل سطل زباله
  3. ضمن توجه به جوهره وظایف مدیریت از تصمیم‌گیری (رضائیان، ۱۳۸۶) تا مباحثی از قبیل اتخاذ راهبرد رقابتی درسطح بنگاه، خط مشی گذاری عمومی و …
  4. سایمون، ۱۹۴۶، ضرب‌المثل های اداری، PAR
  5. پارادایم، مفهومی جهت تغییر مسیر رشته های علمی علوم طبیعی که «کوهن» را مروج اصلی آن می‌دانند
  6. روش شناسی برنامه های پژوهشی لاکاتوش
  7. به قول گیولیک: در علم اداره، چه عمومی و چه خصوصی، خوب اساسی و زیربنایی، کارآیی است
  8. «ارغنوان جدید» نام کتابی است از فرانسیس بیکن
  9. کلاسیک ها اعتقاد داشتند علم باید تنها برای علم به کار گرفته شود
  10. اشاره به جدایی ارزش از واقعیت در مکاتب مدرن دارد
  11. تعبیر استاد پورعزت در مقاله خود درسال ۱۳۸۷ با عنوان گذار از حصارهای شیشه ای معرفت شناسی با تاکید بر الزامات زبانشناختی علوم میان رشته ای
  12. بر مبنای روش گالیله (تحلیلی-ترکیبی) باریک تر کردن و محدود کردن مساله سیاسی سوالات کلی را که تابع روش جدید نشوند، حذف می کند (اهرنجانی، ۱۳۸۵، مبانی فلسفی تئوری های سازمان)
  13. اولین آثاری که از روش گالیله در علوم سیاسی توسط هابز ظاهر شد عبارت است از تعریف مجدد رشته علوم سیاسی در جهتی که بود به صراحت سوالات بنیادی را که نمی شد آنها را در روش جدید مطرح نمود، نفی می کرد. (همان، ۱۰۹)
  14. اصل دلیل کافی: هرچیزی جهتی دارد من جمله هر تصمیم یا خط مشی
  15. واژه «دیگران» جهت اشاره به فعالیتهای سیاسی در انتخاب هدف (در اینجا: منافع عامه) به کار رفته است.
  16. ۱۹۹۹: ۲۲
  17. Flatman
  18. Bozeman, 2007, Public values and public interest: Counterbalancing economic individualism, Georgetown University Press, P.85
  19. دانایی فرد، ؟، مسائل مدیریت دولتی ایران
  20. McSwite, 1996, Postmodernism , Public Administration , and the Public Interest
  21. Boudreau, 1950, Public Administration and the Public Interest
  22. McSwite, 1996, Postmodernism , Public Administration , and the Public Interest
  23. دنهارت و دنهارت، ۲۰۰۷، خدمات دولتی نوین
  24. یک فرهنگ سالم، آنی است که به جای کنترل افراد، آنها را رها کند که براستی یک هدف پسندیده است:

Wright & Hart (1330). The” public interest:” What we are not leaving our posterity

۲۵٫

Lewis, 2000, In pursuit of the public interest, PAR

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا