گله دارم…

گله دارم. اول از خودم. از اینکه فراتر از کالبد تنم میتونم فکر کنم اما فراتر از محدودیتاش نمیتونم عمل کنم. از این گله دارم که در عین استقلال بایست اجتماعی باشم. از از اینکه عقل و احساس باهم ترکیب کنم. از اینکه همیشه تصمیم بهتری میتونم بگیرم. از این گله دارم که ازت گله دارم…

از تو گله دارم. از اینکه نمیتونم همه چیزمو فدات کنم. ازت گله دارم چون تو تویی و من من. ازت گله دارم چون بی تعهدی. از تو گله دارم چون به حرفایی که میزنی اعتقاد نداری…

از زمین و زمان گله دارم . از اینکه نمیشه ازشون گله داشت. از اینکه همیشه وضعیت بدتر از ما وجود داره. از اینکه هرچی فکر می کنم همون میشه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مرتبط

متنی که میخواهید برای جستجو وارد کرده و دکمه جستجو را فشار دهید. برای لغو دکمه ESC را فشار دهید.

بازگشت به بالا